الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
203
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
شادمانى ) . و آيه : ( تَسُرُّ النَّاظِرِينَ - 69 / بقره ) ( بينندگان را شادمان مىدارد ) و در بارهء بهشتيان مىگويد : ( يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً - 9 / انشقاق ) . آگاهى بر اين امر است كه سرور در آخرت ، ضدّ سرور دنيائى است « 1 » . سَرِير : « 2 » چيزى است كه شادمانه بر آن مىنشينند ( تخت ) زيرا سرير براى منعمين است و جمع آن أَسِرَّة و سُرُر است ، خداى تعالى گويد ( مُتَّكِئِينَ عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ - 20 / طور ) . و ( فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ - 13 / غاشيه ) و ( وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ - 34 / زخرف ) . سَرِير المَيِّت : تابوت ، تشبيه ظاهرى به تخت است كه به خاطر فال نيك زدن براى
--> ( 1 ) آيهء فوق را كه مؤلّف محترم رحمه اللّه براى معنى سرور در آخرت ذكر كرده و دو معنى متضادّ در حالات بهشتيان و دوزخيان در ذيل آن بيان مىكند . با توجّه به آيه بعد كه مىگويد : ( إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ - 14 / انشقاق ) دلالت دارد بر اينكه منظور بازگو كردن حال غرورانگيز و سرور دوزخيان در دنياست نه در آخرت ، كه مىگويد : ( إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً - 13 / انشقاق ) كه بيان حال دنيائى است يعنى او در ميان خانوادهاش شادمان بود و مىپنداشت كه به سوى خدا و آخرت باز نمىگردد ، و باز در آيهء بعد مىگويد ( بَلى إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً - 15 / انشقاق ) آرى خداوند به حال او آگاه بود بنابراين با توجّه به واژههاى ( يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ ) در بارهء بهشتيان و ( إِنَّهُ كانَ فِي ) در بارهء دوزخيان دانسته مىشود كه واژه - سرور - اخبار از حال آنهاست كه نيكان با مسرّتند و تبهكاران در دنيا نيز چنان بودند كه گمان سرور دائمى داشتند و به دنياى مجازات و پاداش ناباور مىپنداشتند كه به دوزخ نمىرسند و قبل از اين آيه مىگويد : وَ يَصْلى سَعِيراً - 12 / انشقاق ) به دوزخ مىرسند و در چند آيهء بعد مىگويد : ( فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ - 25 / انشقاق ) آنهائى كه سرور دنيائى داشتند و گمان مىكردند دائمى است و كفر ورزيدند بشارتشان به عذابى دردناك ده ، مگر كسانى كه با ايمان اعمال صالح انجام دادهاند كه پاداشى بى منّت دارند . آيات اوّل الگوى ايمان و كفر و آيات بعد گروه كفّار و مؤمنين را مطرح مىكند و مسرور بودن آخرت و دنيايى نيكان و بدان را توجيه . ( 2 ) حمزه اصفهانى مىنويسد - سرير - عربى نيست اسمى است فارسى يعنى تخت كوچك ، از اين واژه در قرآن شش مورد و همگى به صورت جمع به كار رفته معانى بسيار زيبا و شايسته ( سرر متقابلين - مصفوفه - موصوفه - مرفوعه ) در سورههاى ( حجر - صافات - طور - واقعه - غاشيه - زخرف ) در كتاب لسان التّنزيل كه در قرن چهارم تأليف شده معنى سرير تخت و عرش ترجمه شده . ولى فخر رازى مىگويد : لفظ سرير فيه حروف السّرور بخلاف تخت . و ابن منظور مىگويد : سرير جاى نشستن تشريفاتى يا خوابگاه است چنان كه سرير العيش : زندگى آرام و شادى بخش ( تاريخ سنى 51 - تفسير كبير - 28 / 249 ) .